به مناسبت روز سرباز وطن_عکس هایآرشیوی از دهه هفتاد روزنامه ایران
آن روزها، وقتی سربازها به مرخصی شهری میآمدند، بعد از ساعت ها وقت تلف کردن در پارک به سراغ باجه تلفن عمومی می رفتند چند سکه یا کارت تلفن، یک شماره آشنا و صدایی که از آن سوی خط میگفت: «سلام، رسیدی؟» پشت آن صفهای طولانی، هزاران دلتنگی ایستاده بود؛سربازانی که کیلومترها از خانه دور بودند و چند دقیقه شنیدن صدای مادر، پدر یا عزیزانشان، تمام سهمشان از خانه بود.تلفنهای عمومی شاید سالهاست از خیابانها رفتهاند،اما صدای آن سربازها و دلتنگیهایشان هنوز در خاطره یک نسل مانده است.یک صف بود و یک تلفن عمومی...و سربازانی که نوبتشان را انتظار میکشیدند تا فقط چند دقیقه، صدای خانه را بشنوند.سلام من خوبم... شما خوبید
به مناسبت روز سرباز وطن_عکس هایآرشیوی از دهه هفتاد روزنامه ایران
آن روزها، وقتی سربازها به مرخصی شهری میآمدند، بعد از ساعت ها وقت تلف کردن در پارک به سراغ باجه تلفن عمومی می رفتند چند سکه یا کارت تلفن، یک شماره آشنا و صدایی که از آن سوی خط میگفت: «سلام، رسیدی؟» پشت آن صفهای طولانی، هزاران دلتنگی ایستاده بود؛سربازانی که کیلومترها از خانه دور بودند و چند دقیقه شنیدن صدای مادر، پدر یا عزیزانشان، تمام سهمشان از خانه بود.تلفنهای عمومی شاید سالهاست از خیابانها رفتهاند،اما صدای آن سربازها و دلتنگیهایشان هنوز در خاطره یک نسل مانده است.یک صف بود و یک تلفن عمومی...و سربازانی که نوبتشان را انتظار میکشیدند تا فقط چند دقیقه، صدای خانه را بشنوند.سلام من خوبم... شما خوبید
به مناسبت روز سرباز وطن_عکس هایآرشیوی از دهه هفتاد روزنامه ایران
آن روزها، وقتی سربازها به مرخصی شهری میآمدند، بعد از ساعت ها وقت تلف کردن در پارک به سراغ باجه تلفن عمومی می رفتند چند سکه یا کارت تلفن، یک شماره آشنا و صدایی که از آن سوی خط میگفت: «سلام، رسیدی؟» پشت آن صفهای طولانی، هزاران دلتنگی ایستاده بود؛سربازانی که کیلومترها از خانه دور بودند و چند دقیقه شنیدن صدای مادر، پدر یا عزیزانشان، تمام سهمشان از خانه بود.تلفنهای عمومی شاید سالهاست از خیابانها رفتهاند،اما صدای آن سربازها و دلتنگیهایشان هنوز در خاطره یک نسل مانده است.یک صف بود و یک تلفن عمومی...و سربازانی که نوبتشان را انتظار میکشیدند تا فقط چند دقیقه، صدای خانه را بشنوند.سلام من خوبم... شما خوبید
به مناسبت روز سرباز وطن_عکس هایآرشیوی از دهه هفتاد روزنامه ایران
آن روزها، وقتی سربازها به مرخصی شهری میآمدند، بعد از ساعت ها وقت تلف کردن در پارک به سراغ باجه تلفن عمومی می رفتند چند سکه یا کارت تلفن، یک شماره آشنا و صدایی که از آن سوی خط میگفت: «سلام، رسیدی؟» پشت آن صفهای طولانی، هزاران دلتنگی ایستاده بود؛سربازانی که کیلومترها از خانه دور بودند و چند دقیقه شنیدن صدای مادر، پدر یا عزیزانشان، تمام سهمشان از خانه بود.تلفنهای عمومی شاید سالهاست از خیابانها رفتهاند،اما صدای آن سربازها و دلتنگیهایشان هنوز در خاطره یک نسل مانده است.یک صف بود و یک تلفن عمومی...و سربازانی که نوبتشان را انتظار میکشیدند تا فقط چند دقیقه، صدای خانه را بشنوند.سلام من خوبم... شما خوبید
به مناسبت روز سرباز وطن_عکس هایآرشیوی از دهه هفتاد روزنامه ایران
آن روزها، وقتی سربازها به مرخصی شهری میآمدند، بعد از ساعت ها وقت تلف کردن در پارک به سراغ باجه تلفن عمومی می رفتند چند سکه یا کارت تلفن، یک شماره آشنا و صدایی که از آن سوی خط میگفت: «سلام، رسیدی؟» پشت آن صفهای طولانی، هزاران دلتنگی ایستاده بود؛سربازانی که کیلومترها از خانه دور بودند و چند دقیقه شنیدن صدای مادر، پدر یا عزیزانشان، تمام سهمشان از خانه بود.تلفنهای عمومی شاید سالهاست از خیابانها رفتهاند،اما صدای آن سربازها و دلتنگیهایشان هنوز در خاطره یک نسل مانده است.یک صف بود و یک تلفن عمومی...و سربازانی که نوبتشان را انتظار میکشیدند تا فقط چند دقیقه، صدای خانه را بشنوند.سلام من خوبم... شما خوبید
به مناسبت روز سرباز وطن_عکس هایآرشیوی از دهه هفتاد روزنامه ایران
آن روزها، وقتی سربازها به مرخصی شهری میآمدند، بعد از ساعت ها وقت تلف کردن در پارک به سراغ باجه تلفن عمومی می رفتند چند سکه یا کارت تلفن، یک شماره آشنا و صدایی که از آن سوی خط میگفت: «سلام، رسیدی؟» پشت آن صفهای طولانی، هزاران دلتنگی ایستاده بود؛سربازانی که کیلومترها از خانه دور بودند و چند دقیقه شنیدن صدای مادر، پدر یا عزیزانشان، تمام سهمشان از خانه بود.تلفنهای عمومی شاید سالهاست از خیابانها رفتهاند،اما صدای آن سربازها و دلتنگیهایشان هنوز در خاطره یک نسل مانده است.یک صف بود و یک تلفن عمومی...و سربازانی که نوبتشان را انتظار میکشیدند تا فقط چند دقیقه، صدای خانه را بشنوند.سلام من خوبم... شما خوبید
به مناسبت روز سرباز وطن_عکس هایآرشیوی از دهه هفتاد روزنامه ایران
آن روزها، وقتی سربازها به مرخصی شهری میآمدند، بعد از ساعت ها وقت تلف کردن در پارک به سراغ باجه تلفن عمومی می رفتند چند سکه یا کارت تلفن، یک شماره آشنا و صدایی که از آن سوی خط میگفت: «سلام، رسیدی؟» پشت آن صفهای طولانی، هزاران دلتنگی ایستاده بود؛سربازانی که کیلومترها از خانه دور بودند و چند دقیقه شنیدن صدای مادر، پدر یا عزیزانشان، تمام سهمشان از خانه بود.تلفنهای عمومی شاید سالهاست از خیابانها رفتهاند،اما صدای آن سربازها و دلتنگیهایشان هنوز در خاطره یک نسل مانده است.یک صف بود و یک تلفن عمومی...و سربازانی که نوبتشان را انتظار میکشیدند تا فقط چند دقیقه، صدای خانه را بشنوند.سلام من خوبم... شما خوبید
به مناسبت روز سرباز وطن_عکس هایآرشیوی از دهه هفتاد روزنامه ایران
آن روزها، وقتی سربازها به مرخصی شهری میآمدند، بعد از ساعت ها وقت تلف کردن در پارک به سراغ باجه تلفن عمومی می رفتند چند سکه یا کارت تلفن، یک شماره آشنا و صدایی که از آن سوی خط میگفت: «سلام، رسیدی؟» پشت آن صفهای طولانی، هزاران دلتنگی ایستاده بود؛سربازانی که کیلومترها از خانه دور بودند و چند دقیقه شنیدن صدای مادر، پدر یا عزیزانشان، تمام سهمشان از خانه بود.تلفنهای عمومی شاید سالهاست از خیابانها رفتهاند،اما صدای آن سربازها و دلتنگیهایشان هنوز در خاطره یک نسل مانده است.یک صف بود و یک تلفن عمومی...و سربازانی که نوبتشان را انتظار میکشیدند تا فقط چند دقیقه، صدای خانه را بشنوند.سلام من خوبم... شما خوبید






